|
چشمان باراني
|

به ستاره ها نگاه کن که شب را شکسته اند بی تو شب من ....شب بی ستاره است.
آفتاب را تماشا کن...ببین که غول تاریکی چگونه از برابرش می گریزد...بی تو روز من آفتاب ندارد.
چمن زار را نظاره کن...لاله را بنگر و به زمزمه جویبار گوش فراده بی تو دنیای من
از چمن و لاله و هرزمزمه خالیست.
بی تو من هیچم ....اگر می خواهی زنده بمانم هرگز تنهایم مگذار مادر!
مادر تورا می ستایم تورا که صادقانه زیستی و صادقانه زیستن را به من آموختی.
در نگاهت عشق موج میزند و من شکوه آن را در آئینه دلت احساس می کنم .
در آن هنگام که با دست محبت مرا به آغوش گل سپردی دانستم که دوستم داری...
چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو مردن و به پای تو سوختن
و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو و بدون خوشبختی زیستن
برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن
ای کاش میدانستی بدون تو و دور از دستهای مهربانت و به دور از قلب حساست مرگ گواراترین است.
می خواهم حقیقتی را بگویم ...حقیقتی ساده از عشقی که برای تو مادر به ارمغان آورده ام .
از کجا آغاز کنم؟ نمی دانم .
بگذار از تو بنویسم ای همدم خوبیها ای شکوه خلقت ای ستاره درخشان عمرم ....مادر...!
بگذار بگویم که چه زیباست آهنگ لالایی تو ...چه زیبا محبت و عشق را در سینه ام جای دادی...
مادر تو ای زیبا ترین بهار.....فصل های زندگی ات را چه عاشقانه به پایم ریختی
مادر بگذار بگویم ای مظهر محبت ...ای فرشته مهر...ای دریای بی کران عطوفت...
مادر ای شمع هستی من ......بگذار بگویم........دوستت دارم ای برتر از همه چیز
مادر ای تنها حامی من به جای سیل محبتی که به من روا داشتی چه تحفه ای
جز قلب خود می توانم تقدیمت کنم ؟
پس تقدیم به تو ای مادر که آفتاب مهر در آسمان دلت هرگز غروب نمی کند

دختری که همیشه به یاد توست.......
تقدیم به تمام مادران خوب ایران 