|
چشمان باراني
|

اگر واقعا عاشق باشید میفهمید این متن چی میگه ......؟!؟!؟!؟
روزی مصمم شدم ترا وداع گویم و عشقها و آرزوها و امیدهای گذشته را بفراموشی سپارم
ولی ممکن نشد دوری از تو چنان بی تابی و رنج پنهانی درمن ایجاد کرد که در آتش تب تو بسختی
سوختم دوستان و اطرافیان من تصور میکردند بیماری را پرستاری میکنند که درد جسمی دارد
ولی غافل ازاینکه تب عشق تو و بخصوص آتش خاموش نشدنی هجران بود که مرا بسختی
میسوزاند و آخرین نشانه حیات مرا نیز آهسته آهسته بخاکستر تبدیل می نمود.
از وداع با تو منصرف شدم چون هرگز نتوانستم خنده های تو را فراموش کنم .
ای زندگی من چگونه می توانم ترا ترک کنم توئی را که مرا با عشق آشنا کردی؟؟؟
هیچ چیز در دنیا برای یک عاشق سخت تر از فراموش کردن خاطراتی را که با محبوبش داشته
سخت تر و دیوانه کننده تر نیست !!!!
با اینکه دوری تو بمثل دوری جسم از روح است و دوری تو بحکم خاتمه یافتن زندگی من است
ولی باید این مصائب را بخاطر عشقمون بخاطر زندگیمون تحمل کنم ..
تردیدی ندارم که ترا بیش از جانم و باز بیش از روانم دوست میدارم
در پایان من و روانم که هر دو در تو غرق هستیم بانتظار آمدن تو لحظه شماری میکنیم !
گر عشق من از پرده عیان شد عجبی نیست
پوشیدن این آتش سوزنده محال است
![]()
![]()
دوستت دارم بیشتر از دیروز کمتر از فرداها !!
یه دختر تنها یه حسرت دیدار یه آسمون غربت یه گریه با گیتار
یه عکس رویایی تویه آلبوم قرمز دستم تودست توبدون تو هرگز
میگم توروکم دارم میگم میگم یه عالم غم دارم
آره منم بی قرارم یه دنیاچشم انتظارم
مث چشمای تو هر شب کنار عکسات بیدارم
دل منم برات تنگ شده کی گفته دل من از سنگ شده
معلومه طاقت ندارم اشک تو رو در بیارم
تمام نامه هاتو خوندم کنار عکسات نشوندم
تک تک حرفاتو نوشتم هدیه اردیبهشتم
دل منم برات تنگ شده کی گفته دل من از سنگ شده
دل منم برات تنگ شده آره دل منم برات تنگ شده هدیه اردیبهشتم
به راحتی بدستت نیاوردم پس آسونم از دستت نمیدم
د وستت دارم بیشتر از دیروز کمتر از فرداها ..............................
میگی عاشقی رو حرفت میمونی واسه من که عاشقم همین بسه
هرکی عاشقه به عشقش برسه