|
چشمان باراني
|
من همونم که همیشه غم و غصم بی شماره اونی که تنها ترینه حتی سایه هم نداره این منم که
خوبیهامو کسی هرگز نشناخته اون که درراه رفاقت همه هستیشو باخته هر رفیق راهی با من دو سه
روزی همسفر بود ادعای هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود هرکی با زمزمه عشق دو سه روزی
عاشقم شد عشق اون باعث زجر همه دقایقم شد. اون که عاشق بودو عمری از جدا شدن می ترسید
همه هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید چه اثر از این صداقت چه ثمر از این نجابت وقتی قد سر
سوزن به وفا نکردیم عادت.
این کل حرفای منه که سیاوش قمیشی در یک شعر گفته ......واقعا چرا قد یه سر سوزن به وفا نکردیم
عادت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
باتو بودن خیلی وقته که گذشته بی تو بودن مثل مهر سرنوشته دیگه اسم تورو هی زمزمه کردن واسه من نه تو میشه نه فرقی داره ![]()
در جوانی ناله کردم هیچ کس یادم نکرد
در قفس جان دادم صیاد آزادم نکرد
مـــن نخـــواستــــم کـــه آزادم کنـــد
بلکه در کنج قفس همدلی یارم کند
