|
چشمان باراني
|

«گوش كن جاده صدا مي زند از دور قدمهاي ترا......... چشم تو
زينت تاريكي نيست .... پلكها را بتكان ... كفش به پا كن و بيا !
» در انتهاي جاده دست پرالتهاب من چشم به راه دست مهربان
تست و چشم در چشم شيشه اي تو دوخته ام . گرامي ترين
مهر .. ملايمترين لبخند و نرمترين نگاه من ارزاني تو باد ! .... «
پس از سفرهاي بسيار و عبور از فراز و فرود امواج اين درياي
طوفان خيز بر آنم كه در كنار تو لنگر افكنم ، بادبان برچينم ،پارو
وانهم ،سكان رها كنم ، آغوشت را بازيابم ،استواري امن زمين را
زير پاي خويش ! .... در افق نقطه هاي سياه كوچكي مي رقصند
و زميني كه بر آن ايستاده ام ديگر باره آرام يافته است ..... بر آ
آنچه دلخواه من است حمله نمي برم ! ... خود را به تمامي بر آن
مي افكنم ! اگر بر آنم كه تا ديگر بار بر پاي بتوانم خاست راهي
به جز اينم نيست ! .... » جاده خود التهاب است ... شب است و
ستاره و زمزمه سكوت و لبخند ... چشمهاي من و نگاه تو در
نسيم رهاست ... دلم با جاده مي رود ... دلم با جاده مي آيد و
من جاده را بسيار دوست مي دارم ..... و ماني ترين اميد با من
همراه است ....

فقط و فقط برای او مینویسم ....و به خاطر شما دوستای مهربونم ....کاش که بخونه ....و بدونه ...
هنگام دیدن کسی که عاشق او هستید تپش قلب شما زیاد میشه و هیجان زده خواهید شد
اما هنگامیکه کسی را می بینیدکه آنرا دوست دارید احساس سرور وخوشحالی میکنید
هنگامیکه عاشق هستید زمستان درنظر شما بهاراست ولیکن هنگامیکه کسی را دوست دارید زمستان
فقط فصلی زیباست .
وقتی به کسی که عاشقش هستی نگاه میکنی خجالت میکشی ولیکن هنگامیکه به کسی که
دوستش داری مینگری لبخند میزنید.
وقتی در کنار معشوق خود هستید نمی توانید هرآنچه رادر ذهن دارید بیان کنید .
اما در مورد کسی که دوستش دارید شما توانائی آنرا دارید .
درمواجه شدن با کسی که عاشقش هستید خجالت و یا حتی دست و پای خود را گم میکنید . اما در
مورد فردی که دوستش دارید راحت تر بوده و توانایی ابراز وجود خواهیید داشت .
شما نمی توانید به چشمان کسی که عاشقش هستید مستقیم و طولانی نگاه کنید .
اما می توانید مدتها به چشمان فردی که دوستش دارید در حالیکه برلب دارید نگاه کنید .
وقتی معشوقه شما گریه میکند شما نیز گریه میکنید اما در مورد کسی که دوستش دارید سعی بر آرام
کردن او دارید .
احساس عاشق بودن و درک ان ازطریق نگاه است . اما درک و دوست داشتنش بیشتر از طریق شیوائی
است (از طریق ابراز علاقه به صورت کلامی )
شما می توانید یک رابطه دوستی را پایان دهید اما هرگز نمی توانید چشمان خود را براحساس عاشق
بودن ببندید
چرا که حتی اگر اینکار را بکنید عشق همچنان قطره ای در قلب شما وبرای همیشه باقی خواهد ماند.
تقدیم به تمام کسانی که معنی عشق و دوست داشتن رو با تمام و جود درک کردند ....... ![]()

عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود

مسیح متولد شد ، به همه مسیحیان جهان به خصوص مسیحیان هموطن تبریک میگم
به امید روزی که همه مسیحیان ، یهودیان ، مسلمانان و همه مردم جهان از هر دین
و آیینی در صلح و صفا زندگی کنن
راستی پیشاپیش کریسمس و سال نو میلادی رو هم به همه مسیحیان جهان تبریک میگم
خدا کنه سال ۲۰۰۶ برا همه سال خوب و خوشی باشه

عاشقان تو و آنان که گرد خوان محبت بامیدی جمع آمده انددر چمن زار مصفای زندگی گل های خوش
رنگ و بوئی هستند که تو چون پروانه دل بزرگ و سیر نشدنی خود را از شیره جان آنها و نوسان مترتب
روانشناس اغنا میکنی وباز بروی گل های شاداب دیگری می نشینی و گلستانی سوی آن میگزینی و
جلوه پر طراوت حیات را از گلبن دیگری می چینی ولی من لانه ای غمین و خونینم که در میان دیواره
های اندوه در خلال موجهای بی آرام برروی اوج بلندی های رنج بسر می برم و با آنکه بتو مینگرم و
همیشه در نظرم هستی آب حیات مرا با سنگهای بزرگ و عجیب جفا مسدود کنی . تو پروانه با نشان
هستی ذاتی مستانه داری در آن مکان امکان نفوذی بر تو نیست مرا فراموش کن و بگذار در این جای
محنت را بایاد و عشق تو زندگی کنم ........![]()
نه فراموشت توانم نه شوی بروزن زجانم
نه مرا کشد غمی که شده آتش نهانم
نو چو طیر خته بالی نه زعشق و قیل و قالی
بکشم پراز جهانم نه بدر شود روانم